محمد حسين مختارى مازندرانى

77

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )

اغلب اصوليّين معتقدند ، تمام معانى امر غير از معناى طلب به يكى معناى جامع بازگشت مىكند و آن عبارت است از « شىء » ، به اين ترتيب لفظ امر ، مشترك بين دو معنا است يكى معناى طلب و ديگرى معناى شىء . ناگفته نماند مقصود از طلب كه معناى امر محسوب است اظهار و ابراز اراده و رغبت است ، اعم از اظهار گفتارى يا غيرگفتارى ( كتابت ، اشاره و . . . ) . بنابراين صرف اراده و رغبت بدون اظهار و ابراز ، طلب ناميده نمىشود . همچنين مقصود از شىء كه معناى ديگر لفظ امر است تمام اشيا را بطور مطلق شامل نمىشود ، زيرا تنها مواردى كه شىء از نوع افعال و صفات باشد لفظ امر بر آن صادق است و غير آن از اشياء ديگر را امر نمىنامند . طبيعى است در معناى امر علوّ معتبر است و بايد طلب از ناحيهء شخص عالى به شخص دانى صورت گيرد در غير اين صورت يعنى در موردى كه عكس آن بوده يا احيانا آمر و مأمور به لحاظ رتبه و مقام با يكديگر مساوى باشند ، امر بر آنها اطلاق نمىشود ، بلكه در مورد اوّل « استدعا » و در خصوص مورد دوّم « التماس » ناميده مىشود .